اعتیاد به مواد مخدر که از آن با عناوین متعددی همچون سوءمصرف یا بلای خانمانسوز یاد میشود، یک بیماری عصبی پیچیده است که همزمان ذهن، بدن و روح فرد را درگیر میکند و ساختار و نحوه عملکرد آن را تغییر میدهد. نقش مرکز ترک اعتیاد در کاهش آثار مخرب این بیماری، بهویژه در ابعاد اجتماعی، بسیار حائز اهمیت است. واژه خانمانسوز بودن اشاره به ابعاد پیچیده اجتماعی موضوع دارد که علاوه بر فرد، افراد پیرامون و در الگوی بزرگتر اجتماع را گرفتار میکند. از اینرو و با توجه به اهمیت موضوع، جنبههای متعدد عارضه اعتیاد مورد مطالعه قرار گرفته است. تأثیر عوامل مغزی بر ابتلای افراد به این عارضه بهخصوص رابطه هوش با اعتیاد به مواد مخدر یکی از موضوعات مورد توجه در تحقیقات مرتبط با این زمینه بوده است.
آیا هوش بالاتر عاملی برای اعتیاد به مواد مخدر است؟
در حالی که ما معمولاً به هوش بهعنوان یک دارایی نگاه میکنیم، اما میتواند جنبههای منفی خود را داشته باشد. در خصوص عارضه اعتیاد، این موضوع بسیار صادق است و طی مطالعات رابطه هوش با اعتیاد به مواد مخدر بررسی و همبستگی بسیار مثبتی بین این دو موضوع به اثبات رسیده است. همچنین نقش کمپ ترک اعتیاد در کمک به بهبود افرادی که در معرض چنین مشکلاتی هستند، نمیتواند نادیده گرفته شود.
شواهد علمی درباره رابطه هوش و اعتیاد
در حالت کلی تصور عمومی این است که رابطه هوش با اعتیاد به مواد مخدر، یک ارتباط مثبت بوده و افراد باهوش احتمال ابتلای کمتری به سوءمصرف مواد مخدر دارند؛ در صورتی که شواهد خلاف این موضوع را نشان میدهد. بهعنوانمثال، مقالهای که توسط Psychology Today منتشر شده است، گزارش میدهد که کودکان باهوشتر در بریتانیا نسبت به کودکان کمهوش، بیشتر احتمال دارد که بزرگ شوند و از داروهای روانگردان و الکل استفاده کنند.
مطالعه ملی رشد کودک بریتانیا نشان داد که کودکان بریتانیایی که تا سن 16 سالگی باهوشتر هستند، در سن 42 سالگی بیشتر از کودکان باهوش کمتر از داروهای روانگردان استفاده میکنند. این دادهها میتواند نشاندهنده اهمیت پیشگیری زودهنگام و آگاهیبخشی در مدارس و خانوادهها باشد.
دلایل احتمالی ابتلای بیشتر افراد باهوش به اعتیاد چیست؟
اینکه دقیقاً چرا افراد باهوشتر گرایش بیشتری به این عارضه اجتماعی دارند عمدتاً بر پایه حدس و گمان و ارتباط اعتیاد با عوامل دیگری نظیری مشکلات روحی و تشدید آن در گروه افراد باهوش است. در واقع هوش بالا عوارض جدی از جمله مشکلات روحی و روانی را با خود دارد. محققان در یک نظرسنجی بزرگ که از اعضای منسا (Mensa قدیمیترین و بزرگترین مجمع افراد باهوش جهان) صورتگرفته، دریافتند میزان ابتلا به مشکلات مرتبط با سلامت روان در این گروه بسیار شایعتر از جمعیت عمومی جامعه است.
بهعنوانمثال، در حالی که بهطور متوسط حدود 10 درصد از جمعیت عمومی جامعه از اختلالات خلقی یا اختلالات اضطرابی رنج میبرند، نزدیک به 27 درصد از اعضای منسا با یک اختلال خلقی مانند افسردگی اساسی یا اختلال دوقطبی درگیر بوده و 20 درصد نیز با مشکل جدی اضطراب تشخیص داده شدهاند. در واقع افراد با هوش بالا، از غلبه بیشتر بر نگرانیهای عاطفی و سلامت روان رنج میبرند که میتواند زمینهساز ایجاد سوء مصرف مواد و نهایتاً اعتیاد شود.
توضیح احتمالی دیگر در خصوص رابطه هوش با اعتیاد به مواد مخدر این است که افراد باهوشتر تمایل بیشتری به امتحان چیزهای جدید دارند. روانشناس، ساتوشی کانازاوا استدلال میکند که افراد، با هوش عمومی بالا بهاحتمالزیاد چیزهایی را امتحان میکنند که از دیدگاه تکاملی بدیع و نو هستند. اکثریت مردم در خصوص مصرف مواد مخدر نسبتاً محافظهکار هستند، ویژگی که به ما کمک میکند خود را مسموم و درگیر مواد مخدر نکنیم. اما افراد باهوشتر تمایل بیشتری به امتحان چیزهای جدید دارند، حتی اگر خطرناک باشند.
فرضیههای دیگری در توضیح موضوع وجود دارند و استدلال میکنند که افراد باهوشی که مواد مخدر مصرف میکنند:
-
بهراحتی حوصله شان سر میرود
در نتیجه بهدنبال چیزهای جدید و بدیع میگردند تا ذهن خود را تحت فشار قرار دهند. مواد مخدر بهعنوان یک عامل خطرناک و مخاطرهآمیز، ذهن آنها را سرگرم و حتی به چالش میکشد.
-
نیاز به چالشهای جدید دارند
موفقیت موضوعی است که اغلب بهراحتی بهدست افراد باهوش میرسد و آنها ممکن است نیاز داشته باشند که بهطور منظم بر چالشهای جدید غلبه کنند تا احساس پیشرفت شخصی داشته باشند و چه چیزی سختتر از غلبه بر اعتیاد؟
-
باور به تقویت خلاقیت با مواد مخدر دارند
هوش و خلاقیت بهشدت با هم مرتبط هستند و این افسانه که مصرف مواد مخدر به تقویت نبوغ و خلاقیت کمک میکند قرن هاست که رواج یافته است. متأسفانه، این موضوع ممکن است افراد باهوش را به امتحان مواد مخدر سوق دهد.
تفاوت هوش و بلوغ عاطفی و تاثیر آنها بر اعتیاد به مواد مخدر
در حالی که مواردی که مطرح شد جزء عوامل قابل توجه در توضیح رابطه هوش با اعتیاد به مواد مخدر و دلایل گرایش بیشتر افراد با هوش بالاتر به استفاده از مواد افیونی به نظر میرسند؛ اما دلایل عاطفی و ارتباط اثبات شده اختلالات روحی با گرایش افراد به استفاده از این مواد، روند منطقیتر و قابل قبولتری را دارد.
پس باید گفت این تصور که افراد باهوش لزوماً انتخابهای بهتری در مواجهه با شرایط ناهنجار روحی و روانی دارند، نمیتواند تصور صحیحی باشد. مردم اغلب هوش و بلوغ عاطفی را از هم تشخیص نمیدهند، درحالی که این دو جنبه کاملاً متفاوت از شخصیت افراد هستند.
درک هوش دشوار است، اما میتوان آن را بهعنوان توانایی یک فرد برای درک شناختی دنیای اطراف و پردازش اطلاعات یاد کرد. یک فرد باهوش بهطور ذاتی در درک موقعیت و حل مسائل مشکل کمی دارد. بلوغ، شبیه به هوش است اما در مورد احساسات به کار میرود. به زبان ساده، فردی با سطح بلوغ بالا موقعیتهای عاطفی و اجتماعی را بهدرستی پردازش میکند.
این فرد بهطور ذاتی موقعیتهای اجتماعی و عاطفی پیچیده را درک میکند و روشهای مثبتی را برای مقابله با لحظات سخت در نظر میگیرد. داشتن هوش بالا لزوماً انسان را بالغ تر نمیکند. در نتیجه، یک فرد بسیار باهوش ممکن است از بلوغ پایینی برخوردار باشد. افرادی که سطح بلوغ پایینی دارند، به احتمال بیشتر درگیر اعتیاد میشوند.
نتیجه گیری
بررسی روند شروع و ابتلای افراد به اعتیاد نشان میدهد این موضوع میتواند با یکبار امتحان مواد مخدر و داروهای روان گردان در محیطهای اجتماعی و در ادامه، تکرار آن گسترش یابد و در نهایت منجر به اعتیاد کامل فرد شود. آنچه که موجب ادامه استفاده از مواد مخدر میشود این است که فردی که با اعتیاد به مواد مخدر دست و پنجه نرم میکند اغلب احساس میکند که بدون مصرف مواد نمیتواند عملکرد طبیعی داشته باشند.
موضوعی که در افراد با هوش بالا شایعتر است و میتواند به طیف گستردهای از مسائل منجر شود که بر اهداف حرفهای، روابط شخصی و سلامت کلی تأثیر میگذارد. با گذشت زمان، این عوارض جانبی جدی میتوانند پیشرونده و در صورت عدم درمان، کشنده باشند.